امرو میخواستم متن آهنگ آوریل رو بذارم!!
قدیمیه ولی خوشم اومد بذارم!! ![]()
He wasn't
There's not much going on today
اتفاقات زیادی امروز پیش نیومده
I'm really bored, it's getting late
حوصلم سر رفته داره دیر میشه
What happened to my Saturday?
چه اتفاقی واسه شنبه من افتاد؟
Monday's coming, the day I hate
دوشنبه داره میاد. روزی که ازش بدم میاد
Sit on the bed alone, staring at the phone
روی تخت تنها نشستم. به تلفن خیره شدم
He wasn't what I wanted, what I thought, no.
اون کسی نبود که من میخواستم. کسی که فکر میکردم. نه!
He wouldn't even open up the door
اون حتی نمیخواست درو باز کنه
He never made me feel like I was special
اون هرگز این احساسو به من نداد که من استثنایی هستم
He isn't really what I'm looking for
واقعا اون کسی نیست که من دنبالشم
This is when I start to bite my nails
از اینجاست که شروع به جویدن ناخنام کردم
And clean my room when all else fails
و تمیز کردن اتاقم وقتی کارای دیگه به درد نخورد
I think it's time for me to bail
دیگه وقتشه که خودمو راحت کنم
This point of view is getting stale
این عقیده ها دیگه دارن کهنه میشن
Sit on the bed alone, staring at the phone
روی تخت تنها نشستم. به تلفن خیره شدم
He wasn't what I wanted, what I thought, no
اون کسی نبود که من میخواستم. کسی که فکر میکردم.نه!
He wouldn't even open up the door
اون حتی نمیخواست درو باز کنه
He never made me feel like I was special
اون هرگز این احساسو به من نداد که من استثنایی هستم
He isn't really what I'm looking for
واقعا اون کسی نیست که من دنبالشم
Na na na na na, we've all got choices
نه!ما تمام انتخاب هارو داشتیم
Na na na na, we've all got voices
نه!ما همه سروصداها رو داشتیم
Na na na na na, stand up make some noise
نه!بلند شو یه صدایی دربیار!
Na na na na, stand up make some noise
نه!بلند شو یه صدایی دربیار!
Sit on the bed alone, staring at the phone
روی تخت تنها نشستم. به تلفن خیره شدم
He wasn't what I wanted, what I thought, no
اون کسی نبود که من میخواستم. کسی که فکر میکردم.نه!
He wouldn't even open up the door
اون حتی نمیخواست درو باز کنه
He never made me feel like I was special
اون هرگز این احساسو به من نداد که من استثنایی هستم
He isn't really what I'm looking for
واقعا اون کسی نیست که من دنبالشم
He wasn't what I wanted, what I thought, no
اون کسی نبود که من میخواستم. کسی که فکر میکردم.نه!
He wouldn't even open up the door
اون حتی نمیخواست درو باز کنه
He never made me feel like I was special , look special , cause i special
اون هرگز این احساسو به من نداد که من استثنایی هستم , ببین من استثناییم , چون من استثنایی و خاصم!!
na na na na na
نه نه نه نه نه!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به خدایی که ما را آفریده , به خدایی که زمین و آسمان و طبیعت را آفرید, قسم یاد میکنیم که تا زنده هستیم برای یکدیگر زندگی کنیم و برای یکدیگر بمیریم ...
عمر لحظه های خوشبختی اگر به اندازه ی آسمان ها بود آن را خوشبختی نمی نامیدند ... و اگر به عمق وسعت دریاها بود خوشبختی در آن غرق میشد و قطره ای از آن قابل رویت نبود ... اما خدای من, عمر خوشبختی من نه به وسعت آسمان و نه به گستردگی عمق آب های بیکران بلکه فقط به اندازه ی چند روز در سرنوشتم رقم زده شده بود ... فقط برای چند روز خوشبخت بودم؟!
آه عزیزم, تو در عشق به گرد پای من هم نمیرسی!!

پ.ن:به دلیل اتفاقات اخیر ۱۳۰ تا از نظرات پست قبل حذف شد!!
پ.ن۲:نظرخواهی برای این پست غیر فعال میباشد!!
نمیدونم چقدر راه واسه من وجود داره ...
نمیدونم تا کجا ادامه باید بدم ...
ولی من نزدیک ترین راه رو انتخاب میکنم ...
آره,مثل همیشه!!
راه اشتباه و غلط رو!!
دیگه برام فرقی نداره!!
بهم بگین ترسو ... بهم بگین ضعیف ...
میخوام برم یه جایی که صفت معنی نداره ...
آره!! همونجایی که دیگه شک و شبهه ای واسم وجود نداره ...
نه من تو دلم شکی هست و نه بقیه نسبت به من ...
خداااااا ... آرزو هامو میخوام ببرم تو خاک ... شاید که اونجا برآورده شه ...
خدا میدونستم آخر راهم همینه!! میدونستم آخر دنیا به من نزدیکه ... نزدیک تر از اون چیزی که فکرش رو میکردم ... میدونستم غم من پایان نداره!! میدونستم تو این دنیا جایی واسه من عاشق دل خسته نیست ...
وای خدا تو این گرما چه اشکای داغی رو نصیبم کردی ... چه سردردی!! چه حال وخیمی!!
خدا کنه هیچکی منو نبینه ... هیچکی نیاد تو اتاقم ... میخوام یه مرگ آروم داشته باشم ... برای اولین بار ... بدون هیچ خورد شدنی!! بدون هیچ سرکوفتی ...
خاک بر سرت نیلوفر میخوای چیکار کنی؟؟
مثل همیشه کار اشتباه رو ... همونی که بدبخت ترم میکنه ... ولی من دیگه با این بدبختیااا رفیقم ...
من با زخم زبونات رفیقم ... مرهم بذار با حرفات رو زخم عمیقم ...
آره عزیزم ... من بازم از این حرفا زدم ... ببخشید!!
بازم از دلم کپی گرفتم ... بازم از غم هایی که ساخته میشه ...
میدونم دیگه برات مهم نیستم ... خوشحالم که داغم رو دلت نمیشینه ... من همیشه خوشحالی تورو میخوام و بس!! خودم که نابود شدم ... اصلا" مهم نیست ... دیگه حتی جون من هم برات اهمیت نداره ...
من صبر میکنم ... صبر میکنم تا اون دنیا هم که شده عشقم بهت ثابت بشه ...
انگار من از این دنیا هیچی جز صبر کردن و صبور بودن یاد نگرفتم ...
من از دلبستگی یاد گرفتم که باید خفه بود ...
یعنی باید زندگی رو کنار گذاشت ... حق زندگی رو ازم میگیره!!
منم آدمم ... میتونم هرکاری که بخوام انجام بدم ... و همینطور تو!!
من میتونم دوستت داشته باشم ... دارم!! و تو مثل اینکه توانایی شک کردن و خورد کردن من رو تو خودت قوی میبینی!!
ولی من عشقم بیشتر از این حرفاست که هر چی بگم یه کمم ازش کاسته نمیشه ...
چی میگم؟؟ گیجم!!
وای نیلوفر چی شد؟!
اون هیچ وقت وسعت عشق منو درک نمیکنه ... هیچوقت!!
هیچکی درک نمیکنه ... چون خیلی زیاده!!
میتونی یه آدم خسته از دنیا رو بهش امید بدی و میتونی خسته تر کنی ...
تو راه دوم رو انتخاب کردی!! باشه!! ولی هنر نیست! هنر نیست این کارا و خون تو دل من کردن!!
و من هم خوب فهمیدم وفا یعنی خداحافظ!!
پ.ن: هنوز برام همونی ... همون نفس تو سینم!!
پ.ن۲: با همه ی این حرفا بازم با قدی تمام دوستت دارم تا مرز جنون!!
چقدر سخته که بغض گلوت جزو اعضای بدنت شده باشه ...
چقدر بده وقتی اشکات سرازیر میشن یه دست که هیچی حتی یه دستمال هم نباشه که اشکاتو باهاش پاک کنی!!
چقدر سخته تحمل اون نگاه معصومی که به چشمات دوخته شده ...
چقدر سخته بی کس بودن ... چقدر سخته هیچکیو نداشتن ...
چقدر بده اون لحظه ای که سرتو یه لحظه تکون میدی و کلی اشک پرت میشن اینور و اونور ...
خدایا ... دلم گرفته ... اندازه ی یه آسمون ... یه آسمون ابری ... نه نه ابری چیه؟؟ بارونی ![]()
نمیخوام حرفی بشنوم ... تورو خدا بس کن ... من تحملشو ندارم ... این چیزا به من ربطی نداره ... چرا به من این چیزا رو میگین؟؟
*دارم از از خیابون رد میشم ... بی تفاوت به هرچی که تو خیابون میگذره ... بی اهمیت به بدبختیایی که تو دنیا هست ... من فکرم مشغوله ... هیچی نمیبینم ... فقط یه تصویر محو از خیابون ... آقا آقا ... همینجا نگهش دار ... راننده نگه میداره ... میرم یه لحظه بیرون ماشین که یه هوایی بخورم ... سرمو میگیرم میون دو تا دستم ... احساس میکنم هرچی تو دنیا هست تو سر من جا شده ... راننده به من نگاه میکنه ... خانوم میخواین برسونمتون خونه؟؟ انگار حالتون بده ... نه آقا حالم خوبه ... *
من حالم خوبه؟؟ هه!! چه دروغی ... من کجا حالم خوبه!! من دارم میمیرم ... دارم تموم غم و غصه ی دنیا رو تو سرم حس میکنم ... وای سرم ... سرم ... خدایا منو بکش ... آرزومه بمیرم!! بازم بدبختی؟ بازم؟؟ نه نمیخوام!! وای خدا منو بکش!!دیگه تحمل ندارم!!من ... شاید ...
کاش حداقل عشقم بود به حرفام گوش میکرد ...
هیچ همدردی ندارم!! هیچکی نیست بگه تو چی شدی؟؟ خدایا هرچی شادیه بریز تو دل عشقم ... نذار حتی یه ذره از این بدبختیای منو تحمل کنه ... حتی یه ذره!!! آخه من خیلی تجریه کردم!! خیلی سخته!! خدایا نذار حتی یه ذره سختی بکشه!!
ولی عشقم ... یه روزی میای که میبینی من تموم شدم ...

پ.ن:دیشب خواب عشقمو دیدم ... بهترین خوابی بود که دیدم و بهترین حسی بود که تا حالا داشتم!!
پ.ن۲:وای خدا ... من عاشقم ... عاشق!!
پ.ن۳:من دلم برات تنگ شده ... تورو نمیدونم!!
حدود ۱۰ قرن پیش بود ... آره ... درسته!!
اون موقعی که مردم به جای آیس پک کرانچی میخوردن!! 
قبل از میلاد مسیح ... هنوز مارک D&G نیومده بود تو بازار ... 
قبل از اینکه همه ی این اتفاقات واقعا" مهم در زندگی بشریت رخ بده من توسط 3 نفر به یه بازی ای دعوت شدم!!
ولی هنوز اجرا نکردمش!! 
اومدم امروز این کارو بکنم!! ![]()
بازیش اینجوریه که باید 10 تا چیزیو که دوست دارم با 10 تا چیزی که دوست ندارم رو بنویسم!! ![]()
اول 10 تا چیزی که دوست دارم: 
1.اینترنت ![]()
2.کامپیوتر خودم 
3.اسکیت 
4.دیوونه بازی در حد لالیگا 
5.تنهایی 
6.آهنگای پیشرو مخصوصا" غمگیناش 
7.ضدحال زدن 
8.عشقم 
9.عشقم 
10.یاااا ...
آهان!! مثلا" عشقم 

حالا ۱۰ تا چیزی که دوست ندارم: 
۱.The Page Can Not Find Server
۲.The Mobile Set Is Off ![]()
3.وسط چت با عشقم یهو connect ام کنسل شه ![]()

4.زنگ بزنم صبا نت بگه کامپیوترت ویروس داره بیار چک کنم.اینجوری درست نمیشه 
5.مامان بابام هی بگن از پشت کامپیوتر پاشو .بسه دیگه 
6.گریه کردن در حد تیم ملی ... غصه داشتن در حد لالیگا ... 

7.خاطرات گذشته ![]()

8.عشق یه طرفه 
9.شلوغی جمعیت (ااااااااااعصاب واسم نمیمونه) 
10.این بچه کوچولو های سیریش هستن میان به پر و پای آدم میپیچن (حالمان را بر هم میزنند) 

![]()
بازدید کننده های جیگر چطورن؟؟
ببخشین بابت این چند روز که نبودم و بهتون سر نزدم!!
مسافرت بودم!!خیـــــــــــــــــــــــــــــــلیم خوش گذشت!!
جای همه خالی و جای یکی از همه بیشتر خالی بود
هرجا میرفتم میگفتم کاش عشقم اینجا بود ![]()
من یه آهنگ جدید از آوریل دانلود کردم!!
خیلی باحاله!!
راکه!!متال نیست!!ولی خیلی خوشم اومد!!
آهنگای back street boys رو هم گوش دادم چند تاشو!!خیلی خوب بود!!
حالا بگین الآن اومدم چی بگم؟؟
هیچی!!احساسم فوران کرده بود!!گفتم بیام اینجا یه کم با عشقم حرف بزنم 
اولین حرفم اینه که خیــــــــــــــــــــــــــــــلی دوستت دارم!!
دوم اینکه همه ی زندگیم خلاصه شده در تو 
سوم اینکه قول بده کسیو جای من نیاری تو قلبت ![]()
چهار اینکه عاشقونه بی بهونه یاد من باش 
پنج اینکه حالا که فکر میکنم میبینم خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی بیشتر از خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی دوستت دارم 
شیش اینکه من قلبمو دادم به تو ... جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود 
![]()
هفت اینکه آخیــــــــــش داشتم میترکیدم!باهات حرف زدم آروم شدم ![]()
هشت اینکه بوس بوس ![]()
نه اینکه من دیگه برم!! ![]()
ده بای عشقم و همه ی وجودم ![]()
من دستور گرفتم شاد بنویسم!!
جناب اطاعت ![]()
ملت من با داییم خیلی حال میکنم ... نه اصلا" امروز حال میکنم همه رو دوست داشته باشم!!
دخملاش بیان بغلم ببینم احساسم گنجایشش تا چه حده 
(حالا دسسسست دسسسسست
) من نمیخواستم برم چون خریدامو کرده بودم
بعد داییم مامانم و با زن داییم رو پیاده کرد ... من و داییم اولش یه کم آهنگ گوش دادیم و اینا
بعد گوشی من زنگ زد ... برداشتم!! دوستم ملینا بود ... درمورد مدرسه حرف زدیم که کجا میخوایم بریم و اینا ... بعد قطع که کردم به داییم گفتم:
باید کیو ببینم؟؟ اصلا" چرا نمیذارن من برم حدیث کساء؟؟بیشتر دوستام اونجان ... من نوموخوااااام
و از این چرت و پرتا ... و داییم نشست برام کلی حرف زد و آخرش من گفتم باشه.میرم نساء ... من دختر خوبی هستم
بعد بحث رفت سر اینترنت و اینا ... داییم یه کم درمورد دوران جاهلیتش گفت
گفت قبل از اینکه اینترنت بیاد یه شبکه ای بود شبیه اینترنت که همه مینشستن با هم بحث میکردن عین چت روم ولی سیستم ایمیل و اینام داشت ... بعد میگفت یه بار همه با هم قرار گذاشتن همه ی اعضای فعال اونجا هرکی خواست فلان روز بیاد پارک ملت ... دایی منم رفته ... میگفت نیلوفر باور کن اصلا" آدمایی که انتظار داشتم نبودن!!با شخصیت هایی که من فکر میکردم داشته باشن خیلی فرق میکرد ... خلاصه میگفت آدم تو یه متن نوشته شده خیلی بهتر به نظر میاد تا از رو برو و اینا ... گفت حواست باشه تو اینترنت ... من نمیگم با کسی چت نکن ... خودمم پایه ام ... ولی سعی کن اصلا" برات اون چت ها اهمیت نداشته باشه (قابل ذکره که من تو دلم گفتم: زکی!!کارم از این حرفا گذشته ) بعد خلاصه خودشم فهمید خیلی داره نطق میکنه گفت اصلا" من چمی دونم ... راحت باش!!
گفتم قررررررربونت دایی!!چه باحالی تو!!
البته بچه ی حلال زاده هم به داییش میره ها
گفت صد البته!!
خلاصه کلی با هم حرف زدیم و درمورد همه چی حرف زدیم ... گفت پسرا وانمود میکنن که احساس دارن ... وگرنه اصلا" حالیشون نیست ... مخصوصا" تو سن شما ... حالا بری دبیرستان تازه شروع میشه میاین هی برای هم میگین با دوست پسرم رفتم فلان جا ااااااااانقدر حال داد ااااااااانقدر حال دااااااااد که نگو!! البته میدونم از الآنم میگین
ولی سعی کن برات مهم نباشه این حرفا ... گفتم چششششششششششششششششششششم دایی!! اصلا" مطمئن باش!! من عاشق نمیشم (دیگه عاشق نمیشم دیگه!!راست گفتم
عاشق هستم تموم شده رفته پی کارش ![]()
) بعد این هیچی ... مامانم و زن داییم اومدن ... دستور فرمودن بریم گلستان ... رفتیم گلستان ... داییم گفت خب میخوام یه چیزی بهت نشون بدم!! بعد داشتیم تو شهرک غرب با ماشین پیاده روی میکردیم (
) که داییم گفت:
ای بابا ... یه زمانی ما اینجا ها رو متر میکردیم!!
من:حالا چند متر بود؟؟ ![]()
داییم: آخرشم در نیومد!!
... نیلوفر نگاه کن اینجا رو ماشین بازیه
پسرا و دخترا با موهای فشن و ژیگولات کرده پا میشن میان اینجا با ماشین جلو همو میگیرن ... یه لحظه دقت کنی میفهمی همه دختر پسر جوونن!
من:ایول ... اصت دقت نکرده بودم ... شمام یه زمانی پس تلپ اینجا بودی گفتی دیگه؟؟ 
داییم: نه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه!!!!کی گفته ه ه ؟؟ ![]()
من:که قبلنا میومدین اینجا و موها سیخ شده و به طور خیلی اتفاقی میپیچیدین جلو دخترا دیگه؟؟
داییم:من؟؟تا حالا دیدی من موهامو سیخ کنم تیپ بزنم؟؟اونم اتفاقی!!!
من:نه بابا!!کی گفته؟؟ ون هروقت شما رو دیدم موهات چسبیده بوده به سرت اصن نمیدونستی ژل چیه بابا ...!!!!!!!!!!!!!
داییم: آره بابا ... خودت که میدونی ... به کسی نگیا نیلو
اون موقع عقلم نمیرسید!!
من:خرج داره 
داییم:نامردی نکن دیگه!!زیاد پول نیاوردم با خودم!!
من:چون نامرد نیستم فقط بریم برام باید یه ساندویچ بگیر!!
داییم:باشه!!فقط نگیااا ![]()
من:باشه!!فقط من گرسنمه!!بریم برام باید یه ساندویچ بگیری 
خلاصه رفتیم دو تا سانویچ خرید خوردیم و برای محکم کاری دو تا ژیپس بزرگ با سس هم گرفت
یه لحظه احساس کردم ایول ما هم دایی داریم
خلاصه تا مامانم و زن داییم بیان کلی خوش گذشت و دوباره یاد دوران جوونی کرد و رفتیم به طور کاملا" اتفاقی پیچیدیم جلو ملت 
همین دیگه!!
من برم!!
کاری ندارین؟؟
تا آپ بعدی بای!! ![]()
پ.ن:از اونایی که خبر دادن رنگ نوشت هام سیاهه ممنونم!!
پ.ن۲:از اونایی که خوشخال شدن که من شاد نوشتم واااااااااقعا" ممنون!!خیلی برام ارزش داره!!
هرجا که میرم , هر اتفاقی که میفته , هر فکری که تو ذهنمه , هر حسی که درونم هست , عذابم میده , شادم میکنه , دیوونم میکنه جای من ثابته ...
نمیخوام جامو تغییر بدم ...
جام خوبه ...
دور و ورم خیلی آدم هست ولی من تنهام ...
نه نه!حرفشم نزن ... بغضموحس میکنی ... سکوت قشنگیه ... نشکنش ... میخوام همه جا تاریک باشه ... میخوام افکارم و ذهنم از تو خارج نشه ... عشق ثابت ... همینجا نگهش دار میخوام همین جا ثابت بمونم ... چشماتو ببند ... میخوایم بریم تا ته دنیا ... میخوایم بریم تا آخرش ... با همدیگه ... تا ابد ... تا بی نهایت... جاده فرعی نرو ... همینجا قشنگه ... محبت داره ... معرفت داره ... دستامون تو دست همه ... قلبامون با هم گره خورده ... عشقو خودمون میسازیم ... همه چی آمادس ... من هستم ... تو هستی ... واژه ها از "ما" پر شدن ... میتونی حس کنی ... احساسمو ... بغضمو ... گریه هامو ... عشقمو ...
من با توام عزیزم ... اسم منو صدا کن ... میبینمت کنارم ... میبوسمت نگام کن ...
هی سنا زنگ درمونو فشار میده ... انگار مرض گرفته!!
یعنی نیلو بیا دیگه!اااااااااااه!
منم جواب نمیدم!
یعنی اینکه نمیخوام!
زنگ میزنن ... گلم داره حرف میزنه ... نمیفهمم!!هیچی نمیفهمم!گیج شدم!
وقتی به خودم میام که رفته!
راستی ...
من بیشتر دوستت دارم!
خوبه که بدونن بعضی چیزا برای بعضیا خیلی خیلی مهمه و همه ی دنیا شوخی نیست ...
همین!!